مسافر
جای لبخند اقاقی بين گلهای تو باغچه
گل لبخند تو مونده توی عکسای رو تاغچه
هنوزم عطر تو داره در و ديوارای خونه
حتی گنجشکهای خونه میگيرن بی تو بهونه
چه سکوتی داره خونه بعد گريه های آخر
واسه گرمای نگاهت دل من تنگ مسافر
دل من تنگ مسافر
دل خستم بی قراره بی قراره توی سينم
نمیخوابه تا که حتی بشه خوابت رو ببينم
کی ميشه وقت رسيدن وقت ديدار دوباره
روی ماه تو رو ديدن وقت لبخند ستاره
جای لبخند اقاقی بين گلهای تو باغچه
گل لبخند تو مونده توی عکسای رو تاغچه
هنوزم عطر تو داره در و ديوارای خونه
حتی گنجشکهای خونه میگيرن بی تو بهونه
چه سکوتی داره خونه بعد گريه های آخر
واسه گرمای نگاهت دل من تنگ مسافر
دل من تنگ مسافر
دل خستم بی قراره بی قراره توی سينم
نمیخوابه تا که حتی بشه خوابت رو ببينم
کی ميشه وقت رسيدن وقت ديدار دوباره
روی ماه تو رو ديدن وقت لبخند ستاره
علی پهلوان
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 4:16 توسط مرزونی |
برای غم از دست دادنت برای نبودنت برای خنده هات برای گریه هات برای خوشی های که در کنارت داشتیم برای رنجی که کشیدی برای فریادی که نزدی برای غصه ای که خودی برای دل سوخته ات برای بی خوابی هات چهل روز پیش جسم پاک محمد رضا رو از آبی بیکران مازندران بیرون کشیدی خودت غسلش دادی خودت کفنش کردی سه روز قبل بال گشودنت خواب پروازتو دیدی به نامزدت گفتی قرار بری سفر یه جای دور یه جای دور و بی عبور که هیشکی نشناستت که ازاد باشی چرا … چرا با ما … چرا با عروست اینکارو کردی تو که دو روز دیگه می خواستی ریشتو بزنی میگفتی میخوام عروسی بگیرم می دونم خسته شدی خسته از ما از روزگار از بدی هایی که در حقت کردن و ما چیزی ندیدیم از تو جز خوبی چقدر باید پست باشیم که الان … چرا تنهامون گذاشتی عروست بی طاقته پاهاتو بوسه زد اما نموندی هی فریاد زد اما جوابشو ندادی می خواستید با همدیگه برید سفر چرا تنهایی چرا بی خبر چرا بی خداحافظ تو که دست دادی چرا خداحافظی نکردی میدونم جامت لبریز شد با همه ی گنجایشی که داشت با همه ی عمقی که داشت پاک بودی قدرتو ندونستیم روح پاکت شاد باد بنال ای دل که نالانی همیشه ببار ای چشم که گریانی همیشه بتاز ای غم چهار اسبه به جانم که ناخوانده تو مهمانی همیشه ببار ای چشم چون ابر بهاران بنال ای دل چو کبک کوهساران اجل جانم بگیر عمرم سرآمد که مردن به بود ار هجر یاران بنال بلبل که نالیدن صواب است دلم از هجر دلدارم کباب است بنال بلبل که من با تو بنالم تو بهر گل بنال من بهر یارم تو بهر گل بنال تا صبح نوروز منم از سوگ دلدارم شب و روز
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 4:49 توسط مرزونی |
Power Of Love Celine Dion The whispers in the morning For all those times you stood by me قدرت عشق نجواهای روزانه (پچ پچ هایی که مردم در گوش هم میخوانند ) از خواب عمیق (چشمان مست)عاشقان حال مثل تندر میپیچد هنگامیکه در چشمان تو خیره میشوم من به اندامت خیره میشوم و هر حرکتی را که انجام میدهی حس میکنم صدای تو گرم و لطیف است عشقی که نمیتوانم انکار کنم زیرا من بانوی توام و تو همسر من هر زمان که به من میرسی هر چه که بتوانم انجام میدهم زمانی گم شده ام که در آغوش تو احساس خواب کنم وقتی دنیای بیرون خیلی بهتر میتواند تمام آن هدفها را وقتی با توام در بر گیرد اگر چه زمان زیادی گذشته که دور به نظر میرسم مهم نیست که من کجایم زیرا که همیشه در کنار توام ما سرلوحه ی چیزهایی هستیم جایی(مقامی ) که من هرگز نبودم گاهی اوقات میترسم ولی من آماده ی یادگیریم به وسیله ی نیروی عشق صدای قلب تو آن را واضح (روشن)میکند ناگهان احساسی که نمیتوانم بیان کنم سالهای دور را روشن میکند برای تمام آن زمانهایی که در کنارم بوده ای برای حقایقی که در کنارت دیده ام برای تمام لذت ها و خوشی هایی که به زندگی من آورده ای برای تمام زشتی هایی که به زیبایی تبدیل کرده ای برای هر رویایی که به حقیقت تبدیل کرده ای برای تمام عشقی که در تو یافته ام من برای همیشه سپاسگذارم دلبرم تو تنها کسی هستی که مرا نجات داده ای ( هستی بخشیدی ) و سقوطم را اجازه نداده ای تو تنها کسی هستی که مرا در میان تمام سختی ها و خوشی ها و .. دیده ای تو نیروی من در زمان ضعفم بوده ای توکلام (صدای) من در هنگامه ی خاموشی ام بوده ای تو فروغ چشمان من در هنگامه ی ظلمت بوده ای تو زیباترین جلوه ای که در من بوده را دیده ای تو دستم را هنگامه ی ضعف گرفته ای و مرا به مقصد رسانده ای تو به من ایمانی که به آن اعتقاد داشته ای داده ای من همه چیزم همه چیز زیرا که تو عاشقمی تو به من بال (پر)پرواز و مرا به پرواز وا داشته ای تو دست مرا مرا لمس کرده ای و من می توانم آسمان را لمس کنم من ایمانم را از دست داده ام به من باز گردانش تو گفته ای که هیچ ستاره ای وجود ندارد که دست نایافتنی باشد تو در کنارم ایستاده ای و من بلند تر ایستاده ام (ارتقا یافته ام) من عشق تو را دارم و تمام آن (عشق تو ) را دارم (وارث و ملکه ی سرزمین قلبت من هستم) من سپاسگذارم برای هر روزی که به من بخشیدی شاید من ارزش آن(عشق) را ندانم ولی میدانم که این(عشق)حقیقت دارد من خوشبختم زیرا که عاشق تو گشته ام تو نیروی من در زمان ضعفم بوده ای توکلام (صدای) من در هنگامه ی خاموشی ام بوده ای تو فروغ چشمان من در هنگامه ی ظلمت بوده ای تو زیباترین جلوه ای که در من بوده را دیده ای تو دستم را هنگامه ی ضعف گرفته ای و مرا به مقصد رسانده ای تو به من ایمانی که به آن اعتقاد داشته ای داده ای من همه چیزم همه چیز زیرا که تو عاشقمی
Of lovers sleeping tight
Are rolling like thunder now
As I look in your eyes
I hold on to your body
And feel each move you make
Your voice is warm and tender
A love that I could not forsake
'Cause I am your lady
And you are my man
Whenever you reach for me
I'll do all that I can
Lost is how I'm feeling lying in your arms
When the world outside's too
Much to take
That all ends when I'm with you
Even though there may be times
It seems I'm far away
Never wonder where I am
'Cause I am always by your side
We're heading for something
Somewhere I've never been
Sometimes I am frightened
But I'm ready to learn
Of the power of love
The sound of your heart beating
Made it clear
Suddenly the feeling that I can't go on
Is light years away
For all the truth that you made me see
For all the joy you brought to my life
For all the wrong that you made right
For every dream you made come true
For all the love I found in you
I'll be forever thankful baby
You're the one who held me up
Never let me fall
You're the one who saw me through through it all
You were my strength when I was weak
You were my voice when I couldn't speak
You were my eyes when I couldn't see
You saw the best there was in me
Lifted me up when I couldn't reach
You gave me faith 'coz you believed
I'm everything I am
Because you loved me
You gave me wings and made me fly
You touched my hand I could touch the sky
I lost my faith, you gave it back to me
You said no star was out of reach
You stood by me and I stood tall
I had your love I had it all
I'm grateful for each day you gave me
Maybe I don't know that much
But I know this much is true
I was blessed because I was loved by you
You were my strength when I was weak
You were my voice when I couldn't speak
You were my eyes when I couldn't see
You saw the best there was in me
Lifted me up when I couldn't reach
You gave me faith 'coz you believed
I'm everything I am
Because you loved me
You were always there for me
The tender wind that carried me
A light in the dark shining your love into my life
You've been my inspiration
Through the lies you were the truth
My world is a better place because of you
You were my strength when I was weak
You were my voice when I couldn't speak
You were my eyes when I couldn't see
You saw the best there was in me
Lifted me up when I couldn't reach
You gave me faith 'coz you believed
I'm everything I am
Because you loved me
I'm everything I am
Because you loved me
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 6:42 توسط مرزونی |
خوب چند روزی خسرو شکیبایی هنرمند بزرگ کشورمون درگذشت وقت نکردم چیزی در این مورد ... ولی میتونید بیوگرافی مختصری از ایشون رو از اینجا بخونید با تسلیت و آرزوی بردباری برای خوانواده ی ایشان
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 22:19 توسط مرزونی |